شنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۰۹

فرنیک جان! مولود روز 13 آبان ،سبزترین روز سال!

از تو متشکریم که بعد از گذشت قریب به 5 ماه از آن اتفاقات نامیمون برای میهنمان ،با تولدت به ما یادآوری کردی که هنوز هم زندگی در این سرای مصیبت زده، جاریست.

تو نیز از همان لحظه که با این دختران و زنان سبز عکس یادگاری گرفتی،


یا نه کمی قبل تر، از زمانی که پدربزرگ مزروعی ات در گوشت نجواهای آسمانی سبز اذان را زمزمه کرد ،




و اصلا شاید از پیش از تولدت، روزی که پدر قهرمانت برای تو که فرزند در راهش بودی، نامه نوشت،

به ما پیوستی، به ما دختران و زنان سبز وطن!

فرنیک جان ، مبارز سبز کوچک!


راه سختی درپیش داری ، پس سعی کن برای پیمودن این راه سخت ،بیش از هر چیز، از مادرت ، از تک تک این خاله ها و عمه ها و عموهایی که با آنها عکس یادگاری گرفتی و خصوصا از پدر قهرمانت که دوری از تو و مادرت را برای خاطر میهن و آینده ی تو و دیگر فرزندان سبز میهن، به جان می خرد، صبر و بردباری بیاموزی..



توضیح:

حاضرین در عکس 1:

پرستو سرمدی(همسر حسین نورانی نژاد) - فخرالسادات محتشمی پور(همسر سیدمصطفی تاج زاده) - مادر حنیف مزروعی - زهرا مجردی(همسر محسن میردامادی) - فهیمه موسوی نژاد(همسر محمدعلی ابطحی) - مریم شربتدار قدس (همسر فیض الله عرب سرخی) و خواهر حسین نورانی نژاد و البته فرنیک مزروعی!

حاضرین در عکس 2:

علی مزروعی و فرنیک مزروعی!
حاضرین در عکس 3:
حنیف مزروعی تنها
حاضرین در عکس 4:
محمدرضا جلایی پور و فرنیک مزروعی!!

جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹

برای باران

باران عزیز! یار دبستانی من!

در دانشکده ایی که من و تو از نظر فکری در اقلیت هستیم، داشتن دوستی همفکر برای من حتی از کیمیا هم با ارزش تر بوده وهست و چه چیزی از این بهتر که دوست همفکرم دارای عقایدی باشد که آن عقاید در لایه های عمیق شخصیتش، شاید از سالهای کودکی، ریشه دوانده است و این عقاید به هیچ وجه سطحی و گذرا نیستند.

دیروز در چند ساعتی که کمی دورتر از ما، شاید مشغول پاسخ گویی بودی ، عمیقا به ارزشی که این همفکری و همدلی حداقل برای من دارد، ایمان آوردم.

باران روزهای بهاری!

واپسین روزهای مانده به بهار 88 را نمی توانم فراموش کنم... آن جوابیه تو که حتی مخالفان را به تحسین و تمجید واداشته بود، یا آن روزهایی که می خواستنیم همفکرانمان را به بهانه موج سوم، ستاد 88 و... در دانشکده و خوابگاه پیدا کنیم همیشه تو با من بودی، حتی اگر فرد دیگری نبود!

راستی، یک معذرت خواهی برای روز دوم خرداد به تو بدهکارم.جزییاتش را هم حتما خودت می دانی!

واپسین روزهای بهار 88 را هم نمی توانم فراموش کنم...روزهای پرتنش انتخابات را یادت هست؟ چه التهاب و اضطرابی داشتیم از آنچه که نباید بشود و شد! آن روز بعد از انتخابات را که امتحان معارف داشتی و به خاطر عدم تمرکز برای آنچه که بر کشورمان گذشته بود، نتوانستی سطری درس بخوانی را یادت هست؟ بی تفاوت ها و ا.ن ها با آرامش درس خواندند و شاید نمره های خوبی هم گرفتند، ولی این من تو بودیم که با نمره های پایینان از آزمون میهن دوستی سر بلند بیرون آمدیم!

باران مهربان من!

دیروز یک روز بد و در عین حال خوب بود . بد از از جهت آنچه که بر تو و ما که دوستانت بودیم گذشت و همچنین از آنچه که بر بسیاری از همفکرانمان در مراسم دعای کمیل در منزل شهاب طباطبایی گذشت .و خوب از آن جهت که فرصت خوبی برای آشکارسازی هر چه بیشتر چهره ظالمین بود.اینان کارشان به جایی رسیده که با پلیس امنیت اجتماعی که کارش دستگیری افرادی است که در پارتی های مختلط شرکت کرده اند ، به مراسم دعای کمیل یورش می برند و همفکرانمان را دستگیر می کند، و می برند! الله اکبر گفتن هم که مدتهاست که جرم است!

می بینی رفیق؟!

چه طور چهره از نقاب خاکستری خود برکشیده اند و سیاه سیاه شده اند؟! من دلم روشن است و می دانم که الملک ینبقی مع الکفر و لاینبقی مع الظلم.

راستش را بخواهی بابت تو بسیار نگرانم، می دانم که تو زبان سرخ داری و اهل سکوت و تقیه نیستی. اما اکنون و در شرایط فعلی باید بیش از پیش مراقب سخنانت باشی. چه بسا که عده ای منتظرند تا با گرفتن گاف کوچکی از زبان سرخ تو برای سر سبزت دردسر آفرینی کنند!

پس در پایان از باید بگویم که از آنچه که دبروز بر سر تو نیامد بسیار خوشحالم و از تو می خواهم که زین پس بیشتر احتیاط کنی .

سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹

سخنی چند با دوستان بلاگفایی

s1) بعد از انتخابات 22 خرداد 87 محیط بلاگفا تا حد زیادی از وبلاگهای منتقد دولت ، از جمله وبلاگ سابق ما پاکسازی شد. چند روز بعد علیرضا شیرازی، مدیر بلاگفا، مسدود کردن چنین وبلاگهای خطرآفرینی (؟!) را از سر لطف و ترحم خود قلمداد کرد.


2) بعد از چند روز وبلاگهای مسدود شده که عملا چیزی از آنها باقی نمانده بود نیز فیلتر شدند.

3) در زمان تجمعات مهمی همچون 18 تیر، 26 تیر و همچنین روز قدس کاربربان تمامی وبلاگهای این سرویس برای به روز کردن وبلاگ خود با مشکلات عدیده روبه رو می شدند.

4) در در زمان تجمعات مهمی همچون 18 تیر، 26 تیر و همچنین روز قدس بازدیدکنندگان وبلاگهای منتقد دولت با این پیام رو به رو می شدند: the server cannot be found

نتیجه گیری: چنین سرویس دهنده ی وبلاگی که به راحتی می تواند در حجم گسترده ی وبلاگهایش وبلاگهای منتقد دولت را شناسایی کند و قبلا هم سابقه ی تعطیل کردن وبلاگهای بسیاری از ما را ، آن هم بدون دلیل و تذکر قبلی ،داشته اصلا امن نبوده و به هیچ وجه برای ادامه وبلاگ نویسی مناسب نیست.

یک سوال: چرا هنوز هم بلاگفا؟؟ جدی می گم!


پ.ن1: رئیس جمهور ارادت! تولدت مبارک!

پ.ن 2: به زودی و به خاطر کنکور ارشد ، وبلاگ نویسی را برای چند ماهی ترک خواهم کرد و شاید این پست آخرین پست...

جمعه ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۹

قاصدک

شعر زیر که اسم وبلاگمون هم ازش اقتباس شده سروده مهدی اخوان ثالثه.
شعر زیر توسط پرویز مشکاتیان آهنگ سازی شد .
شعر زیر توسط آوای گرم همایون شجریان همراه کاروان بدرقه ی استاد پرویز مشکاتیان شد.

قاصدک !هان چه خبر آورده ای؟

ازکجا ،وز که خبرآوردی؟

خوش خبر باشی اما ،اما

گِرد بام ودر من بی ثمر می گردی .

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دریا و دیاری – باری

برو آنجا که بود چشمی وگوشی با کس

برو آنجا که تورا منتظرند .

قاصدک !

در دل من همه کورند و کرند.

دست بردار از ین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید :

که دروغی تو،دروغ؛

که فریبی تو فریب.

قاصدک !هان،ولی ….آخر… ای وای!

با توام!آی !کجا رفتی؟ آی…!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی، جایی ؟

در اجاقی _ طمع شعله نمی بندم _ خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!

ابرهای همه عالم شب وروز

در دلم می گریند.

پ.ن: چند روزیست که قلمم یاری کننده ی بیان طرز فکر، عقاید و احساساتم نیست و هر بار که دست به قلم می شوم، قلمم جز چند نوشته ی نصف و نیمه ی بی سرو ته و بی منطق چیز دیگری تحویلم نمی دهد. بر او ببخشیاید که در این روزهای وانفسا انتظار بیشتری نمی توان از آن داشت!
با این اوصاف جز اینکه، شعر فوق را، که این روزها بدجوری وصف حال من و سبزهای بی دل و دماغی همچون من است ، از طرف مرحوم استاد اخوان ثالث به شما تقدیم کنم کار دیگه ای ازم برنمیاد!

سه‌شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹

As an international post: Ahmadinejad is in New York, Now it's your turn